تبلیغات
مانی تنها - مشاهده آخرین آیدی لوگین شده در یاهومسنجر
مانی تنها - مشاهده آخرین آیدی لوگین شده در یاهومسنجر
ترجمه به
دیروز و فردا فریبم دادند،دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش،تا به خودم اومدم امروزم هم تمام شد.::.شما در محدوده مانی تنها هستید

مانی تنها - مشاهده آخرین آیدی لوگین شده در یاهومسنجر » آخرین بروز رسانی :

تاریخ : شنبه 9 دی 1391
نویسنده : مانی تنها

مربوط به قسمت : آموزش ترفند یاهو .

  پرینت از این مطلب .::
به اشتراك بگذارید .::
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://jocelynhassinger.hatenablog.com جمعه 23 تیر 1396 01:49 ق.ظ
This is very interesting, You are a very professional blogger.
I have joined your rss feed and look ahead to searching for extra of your magnificent post.
Additionally, I have shared your web site in my social networks
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 07:34 ق.ظ
I got this web page from my pal who told me on the topic of this web site and now this time I
am visiting this web site and reading very informative posts
here.
فاطیما یکشنبه 10 دی 1391 09:46 ب.ظ
سلام مجدد.مانی عزیز لینک سایت شما قسمت لینک دوستان هست.اگه دقت کافیداشته باشید قطعا میبینید!

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام فاطیما جان.من دقت كافی داشتم لینك تازه اضافه شده به لیست در ضمن لطفا به جای manytanha.mihanblog.com از آدرس كوتاه manytanha.ir برای لینك كردن استفاده كنید.ممنون.شما هم لینك شدی.

فاطیما یکشنبه 10 دی 1391 08:20 ب.ظ
سلام.من شما رو لینک کردم:)

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام فاطیما جان.لینك سایت من تو صفحه شما یافت نشد.

nazi یکشنبه 10 دی 1391 11:31 ق.ظ
سلام خسته نباشید عالی بود وبتون
نظرتون در مورده
تبادل لینک چی
من را با نام
دختران گل مامانی نازی جون
لینک کنید
خوشحال میشم
منتظرتون هستم
نازی
بوس

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام نازی جان.ممنون از حضورت.لینك شدی.

maryam یکشنبه 10 دی 1391 01:08 ق.ظ
kheili mofid bod agha many

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام مریم جان.قابلی نداشت

الی شنبه 9 دی 1391 06:21 ب.ظ
slm ..mani jaaaaaan khofi
che khabara...sory enghad dir omadam
sarbazit tamom shod??
khosh migzare??
net naadashtam taze vasl shodam k omadam veb to..khoshhalam mesl ghabl hamintori..pishraft kardi....felan..

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام الی جان خواهش می كنم.
سلامتی خبری نیست...
سربازیمم تموم شد، روزهامو می گذرونم
خوشحالم كه نتت وصل شد ممنون از حضورت

mahak شنبه 9 دی 1391 03:28 ب.ظ
پرده از راضهای درونم را دریدند............آنان که می گفتند: بگو تا سبک شوی

 مانی تنها پاسخ داد:
انقدر گفتی تا انقدر سبك شدی كه آسمون برات قشنگ تر شد از زمین

mahak شنبه 9 دی 1391 02:56 ب.ظ
گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دستت... و بسباریشان به دست باد....تا بروند و سهم دیگری شوند......

 مانی تنها پاسخ داد:
ای كاش گفته بودی عاشق دیگری شدی..من هم عاشق بودم ، درك می كردم
به دنبال سهمم می گردم
از تمام روزهای رفته
از بین تمام حلقه اشک هایی که سنگینی بغض بر آنها چیره شد و هرگز فرو نریختند
ازلابلای رد پاهایی که دیگر به قدمگاهی خیالی بدل شده اند
از بین همه عشق هایی که بر دلم ننشستند به هوای داشتن تو
تو اما سهم کس دیگری شدی
سر به زیر می اندازم
از راه رفته که نه
از راه دیگری باز می گردم!!!!!!

sima شنبه 9 دی 1391 01:56 ب.ظ
امیدوارم خوشت اومده باشه از داستان های کوتاهم که برات گذاشتم:)

 مانی تنها پاسخ داد:
بله سیما جان.عالی بود.ممنون

sima شنبه 9 دی 1391 01:55 ب.ظ
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود.ممنون

sima شنبه 9 دی 1391 01:54 ب.ظ
بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم ....
بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در
درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !
گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :

او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود سیما جان

sima شنبه 9 دی 1391 01:52 ب.ظ
جالب بووووووووود خوشم اومد
++++++++++++++++++++++++
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت

 مانی تنها پاسخ داد:
ممنون سیما جان.ممنون

آیسا شنبه 9 دی 1391 12:24 ب.ظ
سلام مثل همیشه جالب و آموزنده و کارا خسته نباشی

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام آیسا جان.ممنون

navid شنبه 9 دی 1391 11:42 ق.ظ
pخسته نباشید
گروه ما یه سایت آپلود عکس راه اندازی کرده و نیاز به حمایت داریم
خواستم خواهش کنم از اپلودسنتر استفاده کنید و یه لینک به ما بدید توی وبلاگتون اگر ممکنه
با عنوان آپلود عکس
ما هم لینک شما رو قرار میدیم
لطفا از این قسمت لینک رو ارسال کنید : www.link.img.ir
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب