تبلیغات
مانی تنها - داستان طلاق برنامه ریزی شده !
مانی تنها - داستان طلاق برنامه ریزی شده !
ترجمه به
دیروز و فردا فریبم دادند،دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش،تا به خودم اومدم امروزم هم تمام شد.::.شما در محدوده مانی تنها هستید

مانی تنها - داستان طلاق برنامه ریزی شده ! » آخرین بروز رسانی :

تاریخ : شنبه 24 تیر 1391
نویسنده : مانی تنها

مربوط به قسمت : داستانک عاشقانه .

برچسب‌ها : داستان طلاق برنامه ریزی شده آخرین داستان های 91 , داستان آموزنده جدید , داستان بسیار زیبا , داستان جالب , داستان جدید , داستان های آموزنده جدید , داستان های آموزنده و جالب , داستان های بسیار زیبا , داستان های جالب و جدید , داستان های زیبای خواندنی , داستان , داستان های کوتاه جدید , داستانک , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک زیبا , داستان کوتاه , داستان آموزنده جدید طلاق , داستان بسیار زیبا طلاق , داستان جالب طلاق , داستان جدید طلاق , داستان های آموزنده جدید طلاق , داستان های آموزنده و جالب طلاق , داستان های بسیار زیبا طلاق , داستان های جالب و جدید طلاق , داستان های زیبای خواندنی طلاق , داستان طلاق , داستان های کوتاه جدید طلاق , داستانک طلاق , داستانک جالب طلاق , داستانک جدید طلاق , داستانک زیبا طلاق , داستان کوتاه طلاق , داستان آموزنده جدید مردی ثروتمند , داستان بسیار زیبا مردی ثروتمند , داستان جالب مردی ثروتمند , داستان جدید مردی ثروتمند , داستان های آموزنده جدید مردی ثروتمند , داستان های آموزنده و جالب مردی ثروتمند , داستان های بسیار زیبا مردی ثروتمند , داستان های جالب و جدید مردی ثروتمند , داستان های زیبای خواندنی مردی ثروتمند , داستان مردی ثروتمند , داستان های کوتاه جدید مردی ثروتمند , داستانک مردی ثروتمند , داستانک جالب مردی ثروتمند , داستانک جدید مردی ثروتمند , داستانک زیبا مردی ثروتمند , داستان کوتاه مردی ثروتمند , طلاق , برنامه ریزی شده , شوهرش , زن , احمق , همسر , مردی ثروتمند , dastane amozande , dastane jadid , dastane jaleb ,
  پرینت از این مطلب .::
به اشتراك بگذارید .::
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شروین جمعه 3 شهریور 1391 01:19 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ خوشکلی داری راستی به وبلاگ منم نظر بده البته هنوز درحال تعمیره

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام شروین جان.ممنون نظر لطفته.تو اولین فرصت بهت سر میزنم

یه غریبه یکشنبه 1 مرداد 1391 01:49 ب.ظ
نشسته ام....کجا؟کنار همان چاهی که تو برایم کندی.....عمق نامردیت را اندازه میگیرم!!!!!

 مانی تنها پاسخ داد:
خیلی زیبا بود غریبه! منم كنار یه چاهم..

ریحانه شنبه 31 تیر 1391 12:29 ق.ظ
░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓▒░___░▓██▓_____░▒▓██
██▓ _______________ ░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██اپم
یه روز مادرم منو نفرین کرد گفت الهی درد بی درمان بگیری نفرینش گرفت و عاشق شدم

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود تو اولین فرصت مزاحمت میشم

مریم جمعه 30 تیر 1391 07:25 ب.ظ
مجنون از لیلی بریده
لیلی هم نامردی دیده
یه نفر از راه رسیده
قلب مجنون و خریده

شیرین از فرهاد چی دیده؟
که پی عشق جدیده!
فرهادم این روزا خستس
فرهاد بی پول شکستس....

این روزا عاشقی اینه یه نفر به جات بشینه پیش مجنونت یا شیرین...
قصه لیلی و فرهاد کی میدونه ؟!!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود

مریم جمعه 30 تیر 1391 05:30 ب.ظ

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی... ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم

 مانی تنها پاسخ داد:
تکراری بود ولی زیبا بود

الی جمعه 30 تیر 1391 04:31 ب.ظ
هیچ گاه نگذار درکوهپایه های عشق
کسی دستت را بگیرد که احساس خواهی
کرد در ارتفاعات دستت را رهامی کند...

 مانی تنها پاسخ داد:
ممنون الی جان

الی جمعه 30 تیر 1391 04:24 ب.ظ
چه ساده باچه احساسی بهت گفتم دوست دارم
توگفتی واسه دوست داشتن کوچیکم بی کس وکارم
یادت هست ازتو میخواستم بشی مهمون احساسم
به من خندیدیوگفتی...
که من عشقونمیشناسم
دلم میخواست همون باشم که قلبت ارزوداره
اخه از عشق تو پربوددل تنهای بیچاره
بهت گفتم دوستت دارم بمون باقلب دیوونم
به من باخنده میگفتی میخوام اما نمیتونم
به من خندیدیو قلبم از این کارت دلگیره
توخندیدی به قلبی که واسه عشق تو میمیره
دلم میخواست همون باشم که قلبت ارزوداره
اخه از عشق توپربوددل تنهای بیچاره...

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود ممنون

الی جمعه 30 تیر 1391 04:18 ب.ظ
عاصی شدم .بریده ام از اینهمه عذاب
ازگریه های هرشبه ام روی رختخواب
ده سال می شود که برایم غریبه ای
ده سال می شود که خرابم ...فقط خراب
شایدتوهم شبیه دلم درد میکشی
شایدتوهم همیشه خودت رزدی به خواب
از من چه دیده ایی که رهایم نمیکنی!!!!!
جز بیقراری وغم واندوه واعتصاب!!!!!!
جز فکرهای منفی وتصمیم های بد
جزقرصهای صورتی ضد اضطراب
اصلاتو بهترین بشری!!!من بدبدم
بگذارتافروبرم تو منجلاب....

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود

الی جمعه 30 تیر 1391 04:12 ب.ظ
مانی تهنا

 مانی تنها پاسخ داد:
جانم؟جالب گفتی....

مریم جمعه 30 تیر 1391 03:29 ب.ظ
تا به حال فکر کردی آرامش یعنی چی؟ این که همیشه ته دلت مطمئن باشی که تو سینه ی کسی که دوسش داری یه جای گرم داری حتی اگه اصلا ماله تو نشه!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود

مریم جمعه 30 تیر 1391 03:18 ب.ظ
به قلب مهربونت بگو چیزی وجود نداره که یادت و از خاطرم ببرد حتی فاصله!!!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود

الی جمعه 30 تیر 1391 02:43 ب.ظ
مانی میخوای بدونی چه جورادمی هسی
عدد260ضرب 770 کن
میفهمی....

 مانی تنها پاسخ داد:
ممنون الی جان

الی جمعه 30 تیر 1391 02:42 ب.ظ
کسایی که تنهایی را میفهمند زجر میکشند
وکسایی ک تنهایی رو نمیفهمند زجر میدهند..

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود الی جان

الی جمعه 30 تیر 1391 02:38 ب.ظ
سلام مانی جون
ببخشیددیرب دیر کامنت میزارم ب خدا کامپیوترم خراب شده
و الان هم دارم باگوشی کامنت میزارم ک نگید الی قدر نامرده
این اپت هم مث اپ های دیگت عالی بود
امیدوارم وب مانی تنها از اونی ک بود بهتر وبهتر بشه
خوندم داستانش رو جالب بود ویه خورده هم خنده دار
فعلابای..

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام الی جان.ممنون از لطفت

مریم جمعه 30 تیر 1391 02:04 ب.ظ
ممنون دوست گلم!!
راستی امیدوارم ماه رمضان ماه خوبی واست باشه روزاش!!با اینکه امسال دومین ساله که کنار خانوادت نیستی !!
به هر حال امیدوارم هرجا هستی موفق باشی و یه عالمه مرخصی بدن بهت
(هییییییییی داره بارون میاد روزه تولدم بهترین هدیه بود از طرف خدا که تو این روزم رو قولم بمونم!!!جات خالیه مانی جان)

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام.ممنون

فریبا جمعه 30 تیر 1391 10:23 ق.ظ
نتظار سخت است ، فراموش کردن هم سخت است ولی از همه سحت تر این است که ندانی باید منتظر بمانی یا فراموش کنی....!!!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود فریبا جان

فریبا جمعه 30 تیر 1391 12:37 ق.ظ
سلام مانی جون خوبی؟چه خبره بچه ها کجان خبری ازشون نیست خیلی خلوته

 مانی تنها پاسخ داد:
نمیدونم بی معرفت شدن

مریم جمعه 30 تیر 1391 12:36 ق.ظ
بی معرفت!!!

دلم برات تنگ شده بی معرفت
تو نیستی و گریه شده یه عادت

دلم برات تنگ شده خیلی زیاد
دلم به حز تو هیچکس و نمیخواد

بی معرفت!!!بی معرفت!!!!!


اینقده گریه کردم این شبارو
قسم دادم خدا رو به خدا رو

چه غصه ها که از غم تو خوردم
عطر تورو خونه به خونه بردم

من به تو دل دادم و دل سپردم
نبودی که ببینی غصه خوردم

دلم برات تنگ شده خیلی زیاد
نبودی و ندیدی بی تو مردم!!!


این آهنگی که دوسش دارم و چند شب گوش میدم حتی الان که 38 دقیقه از 20 سالگیم میگذره




منتظر آپ جدیدت هستم!!!!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود،تولدتون مبارك

مریم پنجشنبه 29 تیر 1391 11:43 ب.ظ
سلام مانی جان خوبی؟اقا چند وقت نبودم چه خبره اینجا!!!!داستان جالبی بود خیلی جالب همسرشو امتحان کرد

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام مریم جان،ممنون

فریبا پنجشنبه 29 تیر 1391 05:25 ب.ظ
جایی هست که دیگه کم میاری
از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . .. .
جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه نره
واسه همیشه کنارت باشه
من الان اونجام
تو کجایی ؟

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود فریبا جان

فریبا چهارشنبه 28 تیر 1391 11:31 ب.ظ
شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛
این روزها ....
هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد ... !!!

 مانی تنها پاسخ داد:
واقعا درسته فریبا جان

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 09:43 ب.ظ
مانی چرا آپ نمیکنی؟

 مانی تنها پاسخ داد:
مطالبی كه واسه آینده ارسال كرده بودم حذف شده!فعلا نمیتونم آپ كنم چون دسترسی به كامپیوتر ندارم.. :-(

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 09:42 ب.ظ
نتـــــــــرس . . .
اگـــــــر همــــــــ بخـــــواهمــــــــ
از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشومـــــــــ !
گفـــــته بودمــــــــ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمــــــ را پس میگــیرمـــــــــ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد!

 مانی تنها پاسخ داد:
گفتمش بیتودلم میمیرد
گفت باخاطره هاخلوت كن
گفتمش خنده به لب میمیرد
گفت به خون جگرعادت كن
گفتمش باكه دلم خوش باشد
گفت غم رابه دلت دعوت كن
گفتمش راز دلم راچه كنم؟
گفت باسنگ دلم صحبت كن

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 05:35 ب.ظ
سخت است ؛
خیلی سخت ....
وقتی بدانی او کجای زندگی توست !
ولی ....
ندانی تو کجای زندگی او هستی ... !!!
تقدیم به مانی تنها

 مانی تنها پاسخ داد:
ممنون فریبا جان جمله زیبایی بود

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 05:30 ب.ظ
همیشه از آمدن "نـ" بر سر کلمات مـی ترسیدم !
نـ داشتن تو... نـ بودن تو...
نـ ماندن تو...
کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو

 مانی تنها پاسخ داد:
بعد رفتنت دوچیز مرا گریاند: یکی رفتن بی بهانت،دیگری ماندن بیهوده خودم

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 05:27 ب.ظ
تنهایی یعنی وقتی با دوستات توو یه جمعی هستی و اونا میخندن

تو تو فکر فرو بری و به اونی که پیشت نیست فکر کنی!!!!

 مانی تنها پاسخ داد:
زیبا بود فریبا جان
اینم یه جمله از طرف من
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد،من تو را در قلبم دارم نه در دنیا

آیسا سه شنبه 27 تیر 1391 01:40 ب.ظ
سلام مانی تنها واقعا قشنگ بود این داستان دوباره یادآور این میشه اگه باکسی عهدی بستیم تاآخرپاش بمونیم نه اینکه تنهاش بزاریم این داستان همیشه یادم میمونه تادرآینده بهترتصمیم بگیرم

تاکه بودیم نبودیم کسی/کشت مارا غم بی هم نفسی/تاکه خفتیم همه بیدارشدند/تاکه مردیم همگی یار شدند/قدرآن شیشه بدانیدکه هست/نه درآن لحظه که افتادو شکست.......

 مانی تنها پاسخ داد:
سلام آیسا جان خوشحالم كه خوشت اومد،ممنون از نظرت

خودم♥ سه شنبه 27 تیر 1391 12:21 ب.ظ
ok.exm.good your life.babye

 مانی تنها پاسخ داد:
Hey.also! Tank you

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 09:46 ق.ظ
مانی چه ربطی داشت الان ؟من حرفم چیزه دیگه بود

 مانی تنها پاسخ داد:
بیخیال فریبا جان

فریبا سه شنبه 27 تیر 1391 09:45 ق.ظ
هی خودم به من کاری نداشته باش هر چی میگم به خودم ربط داره

 مانی تنها پاسخ داد:
قشنگ بود

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین مطالب